X
تبلیغات
رایتل

The window to the spring
 
قالب وبلاگ


  

* * *

درد و رنج تازیانه چند روزی بیش نیست
 
راز دار خلق اگر باشی، همیشه زندهای


هجدهم اردیبهشت ماه مصادف است با سالگشت کشته شدن «وارتان سالاخانیان». آزاده مردی ارمنیالاصل که در باورمندیش به عدالت اجتماعی و عشقی که به مردم داشت، شکنندهترین شکنجهها را تاب آورد و نشکست.

 «وارتان سالاخانیان پس از کودتای 28 مرداد سال 32 گرفتار شد. همراه مبارز دیگری ـ «کوچک شوشتری» ـ زیر شکنجۀ ددمنشانهئی به قتل رسید و به سبب آن که بازجویان جای سالمی در بدن آنها باقی نگذاشته بودند برای ردگم کردن، جنازۀ هر دو را به رودخانۀ جاجرود افکندند.



« ـ
 "وارتان"! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
 در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر
.
 دست از گمان بدار
!
 با مرگ نحس پنجه میفکن
!
 بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار
. . . » 
 "وارتان" سخن نگفت
.
 سرافراز 
 دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت
. . .
 « ـ "وارتان"! سخن بگو!
 مرغ سکوت، جوجۀ مرگی فجیع را 
 در آشیان به بیضه نشسته است

 "وارتان" سخن نگفت
.
 چو خورشید 
 از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت
. . .

 "وارتان" سخن نگفت 
 "وارتان" ستاره بود 
 یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت
. . .
 "وارتان" سخن نگفت 
 "وارتان" بنفشه بود 
 گل داد و 
 مژده داد
: «زمستان شکست!» و 
 رفت
. . .




 دکلمۀ شعر «مرگ وارتان» سرودۀ «احمد شاملو» را با صدای شاعر بشنوید!




[ یکشنبه 26 آبان‌ماه سال 1392 ] [ 22:30 ] [ محمد رئوفی فر ] [ نظرات (9) ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 15096